عطار»مختارنامه»باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم»شمارهٔ 16شمارهٔ 16شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: تادهنهایصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای آن که به کلّی دل و جان داده نهایدر ره، چو قلم، به فرق استاده نهای2نقل کریںچندان که ملامتم کنی باکی نیستتو معذوری که کار افتاده نهای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیک دم دل محنت کشم آسوده نشدتا خون دلم ز دیده پالوده نشدعطار»مختارنامه»باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم»شمارهٔ 15اگلی نظمهر دل که نه در زمانه روز افزون شدنتوان گفتن که حال آن دل چون شدعطار»مختارنامه»باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم»شمارهٔ 17ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیک دم دل محنت کشم آسوده نشدتا خون دلم ز دیده پالوده نشدعطار»مختارنامه»باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم»شمارهٔ 15
اگلی نظمهر دل که نه در زمانه روز افزون شدنتوان گفتن که حال آن دل چون شدعطار»مختارنامه»باب پانجدهم: در نیازمندی به ملاقات همدمی محرم»شمارهٔ 17