عطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 59شمارهٔ 59شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونامدهبودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعمری دل من غرقهٔ خون آمده بودبر درگه عشق سرنگون آمده بود2نقل کریںاز بس که زد این در وکسش درنگشاداو بود که از برون درون آمده بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکس را دیدی ز خود نفور افتادهدر فرقت خویشتن صبور افتادهعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 58اگلی نظمزآنروز که دل نه شادی و نه غم دیداقبال هزار ساله در یک دم دیدعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 60ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکس را دیدی ز خود نفور افتادهدر فرقت خویشتن صبور افتادهعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 58
اگلی نظمزآنروز که دل نه شادی و نه غم دیداقبال هزار ساله در یک دم دیدعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 60