عطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 14شمارهٔ 14شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اییاخرصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتا چند ز زاهد ریائی آخردُردی درکش که مردِ مائی آخر2نقل کریںما را جگر از زهد ریائی خون شدای رندِقلندری کجائی آخر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا در بُنهٔ خویش مقام است تراسودا چه پزی که کار خام است تراعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 13اگلی نظماز بس که دلم بسوخت زین کاردرشتروزی صد ره به دست خود خود را کشتعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 15ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا در بُنهٔ خویش مقام است تراسودا چه پزی که کار خام است تراعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 13
اگلی نظماز بس که دلم بسوخت زین کاردرشتروزی صد ره به دست خود خود را کشتعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 15