عطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 25شمارهٔ 25شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انوبكشصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںیا در پیشم چو شمع بنشان و بکشیا در خونم به سر بگردان و بکش2نقل کریںگر بود هزار دل زخویشم بگرفتمن آنِ توام آنِ خودم خوان و بکش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون درد ترا من به دعا میطلبمکافر باشم اگر دوا میطلبمعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 24اگلی نظماز خود خبرم ده که ز خود بیخبرمکز آرزوی تو می بسوزد جگرمعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 26ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون درد ترا من به دعا میطلبمکافر باشم اگر دوا میطلبمعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 24
اگلی نظماز خود خبرم ده که ز خود بیخبرمکز آرزوی تو می بسوزد جگرمعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 26