عطار»مختارنامه»باب پنجاهم: در ختم كتاب»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اممریختصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعیسی چو شرابِ لطف در کامم ریختبارانِ کمال بر در و بامم ریخت2نقل کریںچون جان و جهان زخویش کردم خالیخضر آبِ حیات خواست در جامم ریخت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکه کرد چو بازی مگسی را هرگزوین عز نبودست خسی را هرگزعطار»مختارنامه»باب پنجاهم: در ختم كتاب»شمارهٔ 16اگلی نظمگه یک نفسم هر دوجهان میگیردگه یک سخنم هزار جان میگیردعطار»مختارنامه»باب پنجاهم: در ختم كتاب»شمارهٔ 18ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکه کرد چو بازی مگسی را هرگزوین عز نبودست خسی را هرگزعطار»مختارنامه»باب پنجاهم: در ختم كتاب»شمارهٔ 16
اگلی نظمگه یک نفسم هر دوجهان میگیردگه یک سخنم هزار جان میگیردعطار»مختارنامه»باب پنجاهم: در ختم كتاب»شمارهٔ 18