عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 62شمارهٔ 62شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رنتوانزیستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدر عشق چو شمع با خطر نتوان زیستچون شمع شدی نیز به سر نتوان زیست22نقل کریںدل مُرده چو مرد بی خبر نتوان مُرددر نزع چو شمع در سحر نتوان زیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن را که درین حبسِ فنا باید مُردچون برق جهنده کم بقا باید مُردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 61اگلی نظمچون گل به دل افروخته میباید بودچون غنچه به لب دوخته میباید بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 63◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن را که درین حبسِ فنا باید مُردچون برق جهنده کم بقا باید مُردعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 61
اگلی نظمچون گل به دل افروخته میباید بودچون غنچه به لب دوخته میباید بودعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 63