عطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 14شمارهٔ 14شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ردمباشصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر مرد رهی همدم و همدردم باشپس زن صفتی مکن یکی مردم باش2نقل کریںانکار چه میکنی بیا گر مردیهم زانوی من دمی درین دردم باش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر عشق، خلاصهٔ جنون از من خواهجان رفته و عقل سرنگون از من خواهعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 13اگلی نظمای قوم! اگر همدم این مسکینیدماتم زدهای بر سر من بگزینیدعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 15ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر عشق، خلاصهٔ جنون از من خواهجان رفته و عقل سرنگون از من خواهعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 13
اگلی نظمای قوم! اگر همدم این مسکینیدماتم زدهای بر سر من بگزینیدعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 15