عطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 25شمارهٔ 25شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ابدیدهصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای از رخ چون گلت گلابِ دیدهخار مژهٔ تو برده خوابِ دیده2نقل کریںچون آتش عشقت از دلم برخیزدمیننشیند مگر به آبِ دیده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا جان دارم حلقِ من و خنجر توبا جان چکنم گر نکنم در سر توعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 24اگلی نظمچون چشم به یارِ سیم تن میافتدخون در دل و چشم ممتحن میافتدعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 26ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا جان دارم حلقِ من و خنجر توبا جان چکنم گر نکنم در سر توعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 24
اگلی نظمچون چشم به یارِ سیم تن میافتدخون در دل و چشم ممتحن میافتدعطار»مختارنامه»باب بیست و ششم: در صفت گریستن»شمارهٔ 26