عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 14شمارهٔ 14شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونهمیبایدكردصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںتن کیست که سرنگون همی باید کرددل چیست که غرق خون همی باید کرد2نقل کریںاین دم به زمین فرو شدم بس عاجزتا سر ز کجا برون همی باید کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزان میترسم که در بلام اندازندهمچون گویی بی سر و پام اندازندعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 13اگلی نظمگفتم شب و روز از پی این کار شومتا بوک دمی محرم اسرار شومعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 15ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزان میترسم که در بلام اندازندهمچون گویی بی سر و پام اندازندعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 13
اگلی نظمگفتم شب و روز از پی این کار شومتا بوک دمی محرم اسرار شومعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 15