عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 50شمارهٔ 50شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انگفتہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجانی که به رمز، قصّهٔ جانان گفتببرید زبان و بیزبان پنهان گفت2نقل کریںتا کی گویی: «واقعهٔ عشق بگوی!»چیزی که چشیدنی بود نتوان گفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجز جان، صفت جان، که تواند گفتنیک رمز بدیشان که تواند گفتنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 49اگلی نظمدر فقر، دل و روی سیه باید داشتور دم زنی از توبه، گنه باید داشتعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 51زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگفتم که «ترا عقل مه تابان گفت»گفتا که «ز دیوانگی و نقصان گفت»عطار»مختارنامه»باب سی و نهم: در صفتِ میان و قدِ معشوق»شمارهٔ 1ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجز جان، صفت جان، که تواند گفتنیک رمز بدیشان که تواند گفتنعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 49
اگلی نظمدر فقر، دل و روی سیه باید داشتور دم زنی از توبه، گنه باید داشتعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 51
گفتم که «ترا عقل مه تابان گفت»گفتا که «ز دیوانگی و نقصان گفت»عطار»مختارنامه»باب سی و نهم: در صفتِ میان و قدِ معشوق»شمارهٔ 1