عطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نتوہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای وهم و خیال و حسِّ تو رهزن توبشناس که نیست جان تو در تن تو2نقل کریںاین سر ز سر گزاف نتوان دانستاین جز به تفکّر نشود روشن تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبندیش که بر زمین نهای آن که توییواجرام فلک نشین نهای آن که توییعطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 16اگلی نظمآن ذات که جسم و جوهرش اسم بوددر جسم مدان که قابل قسم بودعطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 18زمینہم وزن و قافیہ نظمیںچون موی شدم ز رشک پیراهن تووز رشک گریبان تو و دامن توسنایی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 343ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبندیش که بر زمین نهای آن که توییواجرام فلک نشین نهای آن که توییعطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 16
اگلی نظمآن ذات که جسم و جوهرش اسم بوددر جسم مدان که قابل قسم بودعطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 18