عطار»مختارنامه»باب پنجاهم: در ختم كتاب»شمارهٔ 31شمارهٔ 31شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: فتهازوصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدل میبینم عاشق وآشفته ازوجان هر نفسی گلی دگر رُفته ازو2نقل کریںشکر ایزد را که آنچه در جان من استدر گفت نیاید این همه گفته ازو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتا روی چو آفتاب دلدار بتافتدر یک تابش جملهٔ اسرار بتافتعطار»مختارنامه»باب پنجاهم: در ختم كتاب»شمارهٔ 30اگلی نظمیا رب ز خور و خفت چه میباید دیدوز تهمت پذرفت چه میباید دیدعطار»مختارنامه»باب پنجاهم: در ختم كتاب»شمارهٔ 32ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتا روی چو آفتاب دلدار بتافتدر یک تابش جملهٔ اسرار بتافتعطار»مختارنامه»باب پنجاهم: در ختم كتاب»شمارهٔ 30
اگلی نظمیا رب ز خور و خفت چه میباید دیدوز تهمت پذرفت چه میباید دیدعطار»مختارنامه»باب پنجاهم: در ختم كتاب»شمارهٔ 32