عطار»مختارنامه»باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق»شمارهٔ 41شمارهٔ 41شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اریبیشصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای هر نفست عزم جگرخواری بیشهر دم به توام شوق و گرفتاری بیش2نقل کریںهمواره ترا ناز و مرا زاری بیشپیوسته ترا عزّ و مرا خواری بیش◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگه با من دلخسته کنی دمسازیگه چون شمعم بسوزی و بگدازیعطار»مختارنامه»باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق»شمارهٔ 40اگلی نظمگه حملهٔ عشق بر دل مجنون آرگه رد خاکم نشان و گه در خون آرعطار»مختارنامه»باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق»شمارهٔ 42ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگه با من دلخسته کنی دمسازیگه چون شمعم بسوزی و بگدازیعطار»مختارنامه»باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق»شمارهٔ 40
اگلی نظمگه حملهٔ عشق بر دل مجنون آرگه رد خاکم نشان و گه در خون آرعطار»مختارنامه»باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق»شمارهٔ 42