عطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 15شمارهٔ 15شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یزانمیرفتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش از برِ من یار گریزان میرفتناکرده صبوح صبح خیزان میرفت2نقل کریںصبح از لبِ او خنده زنان میآمدشب از چشمم ستاره ریزان میرفت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای صبح مرا به صد عذاب اندازیکرجست طلب در آفتاب اندازیعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 14اگلی نظمای صبح اگر عزیمتِ خنده کنیحالم چو جمالِ خویش فرخنده کنیعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 16ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای صبح مرا به صد عذاب اندازیکرجست طلب در آفتاب اندازیعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 14
اگلی نظمای صبح اگر عزیمتِ خنده کنیحالم چو جمالِ خویش فرخنده کنیعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 16