عطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 18شمارهٔ 18شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ادندمراہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگل گفت که تا چشم گشادند مرادیدم که برای مرگ زادند مرا2نقل کریںهر چند که صد برگ نهادند مرابی برگ به راه سر بدادند مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگل گفت که تا روی گشادند مراهم بر سر پای سر بدادند مراعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 17اگلی نظمگل گفت: کسم عمر به دریوزه نداددادِ دلِ من گنبدِ فیروزه ندادعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 19زمینہم وزن و قافیہ نظمیںگل گفت که تا روی گشادند مراهم بر سر پای سر بدادند مراعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 17ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگل گفت که تا روی گشادند مراهم بر سر پای سر بدادند مراعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 17
اگلی نظمگل گفت: کسم عمر به دریوزه نداددادِ دلِ من گنبدِ فیروزه ندادعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 19
گل گفت که تا روی گشادند مراهم بر سر پای سر بدادند مراعطار»مختارنامه»باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد»شمارهٔ 17