عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 54شمارهٔ 54شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ادبهدستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون وصل تو یک ذرّه نیفتاد به دستجز باد چه دارد دل ناشاد به دست2نقل کریںازوصل تو چون به دست جز بادی نیستباخاک شدم بی سر و بن باد به دست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهرگه که من از وصل تو بابی شنومشب خوش بادم که یاد خوابی شنومعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 53اگلی نظمای کاش دلم را سر آهی بودیجان را ز وصال تو پناهی بودیعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 55ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهرگه که من از وصل تو بابی شنومشب خوش بادم که یاد خوابی شنومعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 53
اگلی نظمای کاش دلم را سر آهی بودیجان را ز وصال تو پناهی بودیعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 55