عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 3شمارهٔ 3شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وییكسراصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون نیست رهی به هیچ سوئی کس راجز خون خوردن نماند رویی کس را2نقل کریںهر کس گوید که کردم آن دریا نوشخود تر نشد از وی سر مویی کس را◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکس از می معرفت ندادست نشانکز عین نشان بروست وز عین عیانعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 2اگلی نظمدل سوختگان که نفس میفرسایندبربوی وصال باد میپیمایندعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 4ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکس از می معرفت ندادست نشانکز عین نشان بروست وز عین عیانعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 2
اگلی نظمدل سوختگان که نفس میفرسایندبربوی وصال باد میپیمایندعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 4