عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 31شمارهٔ 31شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: سندارمچكنمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجز غوّاصی هوس ندارم چکنمغوّاصی را نفس ندارم چکنم2نقل کریںدر دریائی فتادهام در گردابپروای جواب کس ندارم چکنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگه گم شدهٔ هزار کارم داریگاه از همه کار برکنارم داریعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 30اگلی نظمچون دل ز طلب در ره جانان استادنه با تن خود گفت ونه با جان استادعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 32ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگه گم شدهٔ هزار کارم داریگاه از همه کار برکنارم داریعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 30
اگلی نظمچون دل ز طلب در ره جانان استادنه با تن خود گفت ونه با جان استادعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 32