عطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 20شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ویتوكنندصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدلها که به جمع آرزوی تو کنندخود را قربان بر سر کوی تو کنند2نقل کریںبرجملهٔ خلق مرگ ازان واجب شدتا آن همه جان نثار روی تو کنند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای بس که دلم بر در تو خون بگریستو آواز نیامد ز پس پرده که کیستعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 19اگلی نظمجانم، ز میان جان، وفای تو کنددل ترک دو عالم از برای تو کندعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 21ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای بس که دلم بر در تو خون بگریستو آواز نیامد ز پس پرده که کیستعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 19
اگلی نظمجانم، ز میان جان، وفای تو کنددل ترک دو عالم از برای تو کندعطار»مختارنامه»باب سی و سوم: در شكر نمودن از معشوق»شمارهٔ 21