عطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 20شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: مگرددصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای بس که فلک در صف انجم گرددتا یک مردم تمام مردم گردد2نقل کریںجان تو کبوتریست پرّیده ز عرشهرگاه که هادی نشود گم گردد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر مرغِ دلت کارِ روش ساز کنددُرج دل تو خزینهٔ راز کندعطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 19اگلی نظمجانی که به نورِ حق ندارد امّیددر عالم اوهام بماند جاویدعطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 21ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر مرغِ دلت کارِ روش ساز کنددُرج دل تو خزینهٔ راز کندعطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 19
اگلی نظمجانی که به نورِ حق ندارد امّیددر عالم اوهام بماند جاویدعطار»مختارنامه»باب دهم: در معانی مختلف كه تعلّق به روح دارد»شمارهٔ 21