عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 4شمارهٔ 4شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونافتادندصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںقومی ز محال در جنون افتادندقومی ز خیال سرنگون افتادند2نقل کریںاز پردهٔ غیب هیچ کس آگه نیستهریک به رهی دگر برون افتادند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن نقطه که کیمیای دولت آن استبگذر ز جهان که بیخ آن در جان استعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 3اگلی نظمجانهاست در آن جهان بر انبار زدهتنهاست درین بر در و دیوار زدهعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 5ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن نقطه که کیمیای دولت آن استبگذر ز جهان که بیخ آن در جان استعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 3
اگلی نظمجانهاست در آن جهان بر انبار زدهتنهاست درین بر در و دیوار زدهعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 5