عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 31شمارهٔ 31شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وییارمچكنمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمن عاشقِ زارِ روی یارم چکنماز معتکفانِ کوی یارم چکنم2نقل کریںگر دیدهٔ من شوند ذرّات دو کوننتوان نگریست سوی یارم چکنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون یار نمیکند دمی همدمیمزین غم نفسی نیست سرِ آدمیمعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 30اگلی نظمهر جان که فدای روی اونتوان کرداز ننگ نظر به سوی او نتوان کردعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 32ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون یار نمیکند دمی همدمیمزین غم نفسی نیست سرِ آدمیمعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 30
اگلی نظمهر جان که فدای روی اونتوان کرداز ننگ نظر به سوی او نتوان کردعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 32