عطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 15شمارهٔ 15شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ینافتادصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز زلفِ تو دل چو در عقابین افتادنقدش همه از نرگس تو عین افتاد2نقل کریںو آخر حجر الاسودِ خالت چو بدیداز ابرویت به قاب قوسین افتاد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگر عفو کنی به لطف جرمی که مراستآسان ز سرِ وجود برخواهم خاستعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 14اگلی نظمخطّت دام است و خالت او را دانه استبا دانهٔ تو مرغِ دلم همخانه استعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 16ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگر عفو کنی به لطف جرمی که مراستآسان ز سرِ وجود برخواهم خاستعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 14
اگلی نظمخطّت دام است و خالت او را دانه استبا دانهٔ تو مرغِ دلم همخانه استعطار»مختارنامه»باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق»شمارهٔ 16