عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 29شمارهٔ 29شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ادمبرهمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجانا چو به نیستی فتادم برهمدر پیش درش چو جان بدادم برهم2نقل کریںگر نیست شدن در ره تو چیزی نیستآخر ز تقاضای نهادم بر هم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن مرغ که بود از می معنی مستپرّید و دل اندر کرم مولی بستعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 28اگلی نظمگه گم شدهٔ هزار کارم داریگاه از همه کار برکنارم داریعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 30ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن مرغ که بود از می معنی مستپرّید و دل اندر کرم مولی بستعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 28
اگلی نظمگه گم شدهٔ هزار کارم داریگاه از همه کار برکنارم داریعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 30