عطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 42شمارهٔ 42شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نبیتورسیدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںرفتی تو به خاک و یاسمن بی تو رسیدگل نیز، دریده پیرهن، بی تو رسید2نقل کریںگلزار شود خاکِ تو از خونِ دلمگر برگویم آنچه به من بی تو رسید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون مردن تو از پی این زادن بودبرخاستن تو عین افتادن بودعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 41اگلی نظمگل خندان شد ز گریهٔ ابر بهاربا ما بنشین یک نفس ای سیم عذارعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 43زمینہم وزن و قافیہ نظمیںزان روز که بوی پیرهن بی تو رسیدصد گونه غمم به جان و تن بی تو رسیدعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 11ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون مردن تو از پی این زادن بودبرخاستن تو عین افتادن بودعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 41
اگلی نظمگل خندان شد ز گریهٔ ابر بهاربا ما بنشین یک نفس ای سیم عذارعطار»مختارنامه»باب بیست و پنجم: در مراثی رفتگان»شمارهٔ 43
زان روز که بوی پیرهن بی تو رسیدصد گونه غمم به جان و تن بی تو رسیدعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 11