عطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 62شمارهٔ 62شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انهعمرصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون لایق گنج نیست ویرانهٔ عمرمی نتوان شد مقیم هم خانهٔ عمر2نقل کریںوقت است که درخواب شوم، بو که شوم!زیرا که به آخر آمد افسانهٔ عمر◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز گلشن دل نصیب من خار رسیدوز جان به لب رسیده تیمار رسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 61اگلی نظمامروز منم نشسته نه نیست نه هستدر پردهٔ نیستْ هست شوریده و مستعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 63ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز گلشن دل نصیب من خار رسیدوز جان به لب رسیده تیمار رسیدعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 61
اگلی نظمامروز منم نشسته نه نیست نه هستدر پردهٔ نیستْ هست شوریده و مستعطار»مختارنامه»باب بیست و سوم: در خوف عاقبت و سیری نمودن از عمر»شمارهٔ 63