عطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 18شمارهٔ 18شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انمامدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر روز غمی به امتحانم آمدوز حیرت دل کار به جانم آمد2نقل کریںاز بس که وجوه مینماید جان رابر هیچ فرو نمیتوانم آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن میخواهم که جایگاهی گیرمدر سایهٔ دولتی پناهی گیرمعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 17اگلی نظمدردا که ز خود بیخبرم باید مردآغشته به خونِ جگرم باید مردعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 19زمینہم وزن و قافیہ نظمیںماهی که به قد سرو روانم آمددلتنگی او آفت جانم آمدعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 29ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن میخواهم که جایگاهی گیرمدر سایهٔ دولتی پناهی گیرمعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 17
اگلی نظمدردا که ز خود بیخبرم باید مردآغشته به خونِ جگرم باید مردعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 19
ماهی که به قد سرو روانم آمددلتنگی او آفت جانم آمدعطار»مختارنامه»باب چهلم: در ناز و بیوفائی معشوق»شمارهٔ 29