عطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 53شمارهٔ 53شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انایدوستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبشکفت گل تازه به بستان ای دوستبر زمزمهٔ هزار دستان ای دوست2نقل کریںمیدان به یقین که تو بدین دم که دریگر جهد کنی رسید نتوان ای دوست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگل جلوه همی کند به بستان ای دوستدریاب چنین وقت گلستان ای دوستعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 52اگلی نظمآن لحظه که از اجل گریزان گردیمچون برگ ز شاخ عمر ریزان گردیمعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 54ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگل جلوه همی کند به بستان ای دوستدریاب چنین وقت گلستان ای دوستعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 52
اگلی نظمآن لحظه که از اجل گریزان گردیمچون برگ ز شاخ عمر ریزان گردیمعطار»مختارنامه»باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات»شمارهٔ 54