عطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 7شمارهٔ 7شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: وهمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچندان که غم تو میشود انبوهمهم میکوشم که با دلی بستوهم2نقل کریںگر بشکافی سینهٔ پراندوهمبینی تو که زیر صد هزاران کوهم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهم بر جانم این همه غم میدانیهم کشته تنم به صد ستم میدانیعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 6اگلی نظموقت است که بیقراری ما بینیدر عزت خویش خواری ما بینیعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 8ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهم بر جانم این همه غم میدانیهم کشته تنم به صد ستم میدانیعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 6
اگلی نظموقت است که بیقراری ما بینیدر عزت خویش خواری ما بینیعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 8