عطار»مختارنامه»باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن»شمارهٔ 18شمارهٔ 18شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: لمپیوستهاستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر لحظه هزار مشکلم پیوسته استهیچ است ز هرچه حاصلم پیوسته است2نقل کریںمیباز برد مرا ز یک یک پیونداین درد که در جان و دلم پیوسته است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشایستهٔ آن کمال مینتوان شدمستطمع هر محال مینتوان شدعطار»مختارنامه»باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن»شمارهٔ 17اگلی نظمنابرده می عشق، قرارت ای دلچندین چه گرفتهست خمارت ای دلعطار»مختارنامه»باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن»شمارهٔ 19ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشایستهٔ آن کمال مینتوان شدمستطمع هر محال مینتوان شدعطار»مختارنامه»باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن»شمارهٔ 17
اگلی نظمنابرده می عشق، قرارت ای دلچندین چه گرفتهست خمارت ای دلعطار»مختارنامه»باب نوزدهم: در ترك تفرقه گفتن و جمعیت جستن»شمارهٔ 19