عطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 17شمارهٔ 17شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ادهخوشاستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعاشق به غم تو کار افتاده خوش استسرداده به باد و بی سر استاده خوش است2نقل کریںانصاف بده که این دل بی سرو پادر پای تو سر نهاده سر داده خوش است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق تو که همچو آتشم میآیددر خورد دل رنجکشم میآیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 16اگلی نظمتا کی بی تو زاری پیوست کنمجان را ز شرابِ عشق تو مست کنمعطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 18ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعشق تو که همچو آتشم میآیددر خورد دل رنجکشم میآیدعطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 16
اگلی نظمتا کی بی تو زاری پیوست کنمجان را ز شرابِ عشق تو مست کنمعطار»مختارنامه»باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن»شمارهٔ 18