عطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 37شمارهٔ 37شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: متونییصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای صبح! جهان فروز عالم تو نییدر خنده زدن شکرفشان هم تو نیی2نقل کریںچون نیست تُرا یک صفت همدم مندم درکش و دم مده که همدم تو نیی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمامشب که مرا نه تاب و نه تب بودستبا یار به هم جامِ لبالب بودستعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 36اگلی نظمجانم به مرادِ دل رسیدست امشببر سیم بری سری کشیدست امشبعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 38ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمامشب که مرا نه تاب و نه تب بودستبا یار به هم جامِ لبالب بودستعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 36
اگلی نظمجانم به مرادِ دل رسیدست امشببر سیم بری سری کشیدست امشبعطار»مختارنامه»باب چهل و ششم: در معانیی كه تعلّق به صبح دارد»شمارهٔ 38