عطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 82شمارهٔ 82شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نتافتصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون چهرهٔ خورشید وَشَش روشن تافتآن تاب به جان رسید و پس بر تن تافت2نقل کریںگفتند: «ترا چه بود» دانی که چه بودچون نیست شدم هستی او بر من تافت◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممیآیم و بس چون خجلی میآیمآیا ز کدام منزلی میآیمعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 81اگلی نظمدر محو دلم ز خویشتن مانَد بازدر توحیدم حجاب افتد آغازعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 83ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممیآیم و بس چون خجلی میآیمآیا ز کدام منزلی میآیمعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 81
اگلی نظمدر محو دلم ز خویشتن مانَد بازدر توحیدم حجاب افتد آغازعطار»مختارنامه»باب ششم: در بیان محو شدۀ توحید و فانی در تفرید»شمارهٔ 83