عطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 32شمارهٔ 32شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: اننرسدصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن جوهر پوشیده به هر جان نرسددشوار به دست آید وآسان نرسد2نقل کریںسر در ره باز و دست از پای بدارکاین راه به پای تو به پایان نرسد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمراهی که درو پای ز سر باید کردره توشه درو خون جگر باید کردعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 31اگلی نظماز پس منشین یک دم و در پیش مباشدر بند رضای نفس بد کیش مباشعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 33ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمراهی که درو پای ز سر باید کردره توشه درو خون جگر باید کردعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 31
اگلی نظماز پس منشین یک دم و در پیش مباشدر بند رضای نفس بد کیش مباشعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 33