عطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 20شمارهٔ 20شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ودستمراصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزانگه که بقا روی نمودست مراهر لحظه تحیری فزودست مرا2نقل کریںاز بود و نبود من چه سودست مراچون میبندانم که چه بودست مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدردا که ز خود بیخبرم باید مردآغشته به خونِ جگرم باید مردعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 19اگلی نظمامروز منم ذوقِ خرد نادیدهانسی ز وجودِ نیک و بد نادیدهعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 21ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدردا که ز خود بیخبرم باید مردآغشته به خونِ جگرم باید مردعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 19
اگلی نظمامروز منم ذوقِ خرد نادیدهانسی ز وجودِ نیک و بد نادیدهعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 21