عطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 71شمارهٔ 71شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: انبازہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون نیست ره هجرِ ترا پایان بازپس چون بگشایم گرهِ هجران باز2نقل کریںتا کی باشم فتاده از جانان بازچون کودک شیرخواره از پستان باز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر عشق تودل هزار جان تاوان دادتن در ستم هاویهٔ هجران دادعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 70اگلی نظماول ز همه کار جهان پاک شدمواخر ز غمت بادل غمناک شدمعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 72زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای دل همگی خویش در جانان بازهر چیز که آن خوشترت آید آن بازعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 12ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر عشق تودل هزار جان تاوان دادتن در ستم هاویهٔ هجران دادعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 70
اگلی نظماول ز همه کار جهان پاک شدمواخر ز غمت بادل غمناک شدمعطار»مختارنامه»باب سی و یكم: در آنكه وصل معشوق به كس نرسد»شمارهٔ 72
ای دل همگی خویش در جانان بازهر چیز که آن خوشترت آید آن بازعطار»مختارنامه»باب هشتم: در تحریض نمودن به فنا و گم بودن در بقا»شمارهٔ 12