عطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 13شمارهٔ 13شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ویدبازصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںآن راز که دل به دیده میگوید بازو آن چیز که گم نکرد میجوید باز2نقل کریںتا کرد دلم درد ترا مرهمِ صبردردی دگر ازتو روی میشوید باز◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتادل دارم همدم تو باید داشتتا جان دارم محرم تو باید داشتعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 12اگلی نظمای ابر هوای عشق تو بس خون باروی راه غم تو وادیی بس خونخوارعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 14ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتادل دارم همدم تو باید داشتتا جان دارم محرم تو باید داشتعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 12
اگلی نظمای ابر هوای عشق تو بس خون باروی راه غم تو وادیی بس خونخوارعطار»مختارنامه»باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق»شمارهٔ 14