عطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 38شمارهٔ 38شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: بدیدهمهصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدل هرچه که دید خشک لب دید همهذرّات دو کون در طلب دید همه22نقل کریںبسیار به خون بگشت تا آخر کاراز بس که عجب دید عجب دید همه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز هم نفسانم اثری نیست امروزوز کار جهانم خبری نیست امروزعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 37اگلی نظمچندان که مرا عقل و بصر خواهد بوددر تیهِ تحیرم سفر خواهد بودعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 39◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز هم نفسانم اثری نیست امروزوز کار جهانم خبری نیست امروزعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 37
اگلی نظمچندان که مرا عقل و بصر خواهد بوددر تیهِ تحیرم سفر خواهد بودعطار»مختارنامه»باب نهم: در مقام حیرت و سرگشتگی»شمارهٔ 39