عطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 2شمارهٔ 2شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ماناینستصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر عشق اگر جان بدهی جان اینستای بی سر و سامان! سرو سامان اینست2نقل کریںگر در ره او دل تو دردی داردآن درد نگه دار که درمان اینست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخواهی که ز شغل دو جهان فرد شویبا اهل صفا همدم و همدرد شویعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 1اگلی نظمکم گوی که ترک حرف میباید کردواهنگ رهی شگرف میباید کردعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 3ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخواهی که ز شغل دو جهان فرد شویبا اهل صفا همدم و همدرد شویعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 1
اگلی نظمکم گوی که ترک حرف میباید کردواهنگ رهی شگرف میباید کردعطار»مختارنامه»باب چهل و سوم: در صفت دردمندی عاشق»شمارهٔ 3