عطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 52شمارهٔ 52شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ونداندكردصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسرّی که دلِ دو کَوْن خون داند کردگفتی دلم از پرده برون داند کرد2نقل کریںنابینایی نیم شبی در بُنِ چاهمویی به هزار شاخ چون داند کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر فقر، دل و روی سیه باید داشتور دم زنی از توبه، گنه باید داشتعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 51ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر فقر، دل و روی سیه باید داشتور دم زنی از توبه، گنه باید داشتعطار»مختارنامه»باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان»شمارهٔ 51