عطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 43شمارهٔ 43شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: ویتوبدادصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعاشق که همه جهان به روی تو بدادجانی که نداشت ز آرزوی تو بداد2نقل کریںهر عافیتی که داشت در هر دو جهانبفروخت و جمله را به بوی تو بداد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون نعره زنان قصد به کوی تو کنیمجان در سر و کار آرزوی تو کنیمعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 42اگلی نظمبا عشق تو ملک جاودان میچکنمزنده به توام زحمت جان میچکنمعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 44ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچون نعره زنان قصد به کوی تو کنیمجان در سر و کار آرزوی تو کنیمعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 42
اگلی نظمبا عشق تو ملک جاودان میچکنمزنده به توام زحمت جان میچکنمعطار»مختارنامه»باب بیست و نهم: در شوق نمودن معشوق»شمارهٔ 44