عطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 88شمارهٔ 88شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یزكهبودصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر عشق نماند عقل و تمییز که بودکلی دل و جان بسوخت آن نیز که بود2نقل کریںچون پرتو آفتاب از پرده بتافتناپیدا شد چو ذرّه هر چیز که بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق آمد و نام کفر و ایمان نگذاشتهر پنداری که بود پنهان نگذاشتعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 87اگلی نظمآن دل که ز شوق نور اکبر میتافتوز حق طلبی چو شمع انور میتافتعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 89ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعشق آمد و نام کفر و ایمان نگذاشتهر پنداری که بود پنهان نگذاشتعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 87
اگلی نظمآن دل که ز شوق نور اکبر میتافتوز حق طلبی چو شمع انور میتافتعطار»مختارنامه»باب چهارم: در معانی كه تعلّق به توحید دارد»شمارهٔ 89