عطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 8شمارهٔ 8شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رنندیشمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر عشق تو از نفع و ضرر نندیشمچون شمع ز سوزِ پا و سر نندیشم2نقل کریںچون هیچ دگر نیست مرا جز غم توتا هست غمت چیزِ دگر نندیشم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگه عشق توام چو شمع گرینده کندگه چون صبحم با لب پُر خنده کندعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 7اگلی نظمجان روی دل افروزِ تُرا باید داشتدل ناوک دلدوزِ تُرا باید داشتعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 9ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگه عشق توام چو شمع گرینده کندگه چون صبحم با لب پُر خنده کندعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 7
اگلی نظمجان روی دل افروزِ تُرا باید داشتدل ناوک دلدوزِ تُرا باید داشتعطار»مختارنامه»باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد»شمارهٔ 9