عطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 6شمارهٔ 6شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: نباشمصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر بر در آفتاب روشن باشمآن به که چو سایه نامعین باشم2نقل کریںچون هست کسی که اوست هر چیز که هستهرگز نبود روا که من من باشم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدر حضرت توحید پس و پیش مداناز خویش مدان و خالی از خویش مدانعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 5اگلی نظمعشقش به وجود متّهم کرد تو راخو کردهٔ صد گونه ستم کرد تو راعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 7ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدر حضرت توحید پس و پیش مداناز خویش مدان و خالی از خویش مدانعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 5
اگلی نظمعشقش به وجود متّهم کرد تو راخو کردهٔ صد گونه ستم کرد تو راعطار»مختارنامه»باب هفتم: در بیان آنكه آنچه نه قدم است همه محو عدم است»شمارهٔ 7