عطار»منطقالطیر»حکایت باز»حکایت پادشاهی که سیب بر سر غلام خود میگذاشت و آن را نشانه میگرفتحکایت پادشاهی که سیب بر سر غلام خود میگذاشت و آن را نشانه میگرفتشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: آزاده، گروه چامهخوانآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںپادشاهی بود بس عالیگهرگشت عاشق بر غلامِ سیمبر2نقل کریںشد چنان عاشق که بیآن بت دمینه نشستی و نه آسودی دمی3نقل کریںاز غلامانش به رتبت بیش داشتدائماً در پیش چشم خویش داشت4نقل کریںشاه چون در قصر تیر انداختیآن غلام از بیم او بگداختی5نقل کریںزآنک از سیبی هدف کردی مدامپس نهادی سیب بر فرق غلام6نقل کریںسیب را بشکافتی حالی به تیرو آن غلام از بیم گشتی چون زریر7نقل کریںزو مگر پرسید مردی بیخبرکز چه شد گلگونهٔ رویت چو زر؟8نقل کریںاین همه حرمت که پیش شه تو راستشرح دِه کاین زرد رویت از چه خاست؟9نقل کریںگفت: بر سر مینهد سیبی مراگر رسد از تیرش آسیبی مرا10نقل کریںگوید انگارم غلامی خود نبوددر سپاهم ناتمامی خود نبود11نقل کریںور چنان باشد که آید تیر راستجمله گویندش ز بخت پادشاست12نقل کریںمن میان این دو غم در پیچپیچبر چهام جان پر خطر؟ بر هیچهیچ◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمباز پیش جمع آمد سرفرازکرد از سِّرِ معالی پرده بازعطار»منطقالطیر»حکایت باز»حکایت بازآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهگروه چامهخوانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور