عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»پیام خداوند به بندگان توسط داودپیام خداوند به بندگان توسط داودشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: فاطمه زندی، آزادهآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںحق تعالی گفت ای داود پاکبندگانم را بگو کای مشت خاک22نقل کریںگرنه دوزخ نه بهشتستی مرابندگی کردن نه زشتستی مرا33نقل کریںگر نبودی هیچ نور و هیچ نارنیستی با من شما را هیچ کار44نقل کریںمن چو استحقاق آن دارم عظیممیپرستیدیم نه از اومید و بیم55نقل کریںگر رجا و خوف نه در پی بدیپس شما را کار با من کی بدی66نقل کریںمیسزد چون من خداوندم مدامکز میان جان پرستیدم مدام77نقل کریںبنده را گو بازکش از غیر دستپس به استحقاق ما را میپرست88نقل کریںهرچ آن جز ما بود در هم فکنچون فکندی بر همش در هم شکن99نقل کریںچون شکستی، پاک در هم سوز توجمع کن خاکسترش یک روز تو1010نقل کریںاین همه خاکستر آنگه برفشانتا شود از باد عزت بینشان1111نقل کریںچون چنین کردی ترا آید کنونآنچ میجویی ز خاکستر برون1212نقل کریںگر ترا مشغول خلد و حور کردتو یقین دان کان ز خویشت دور کرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظموقت مردن بوعلی رودبارگفت جانم بر لب آمد ز انتظارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتهٔ بوعلی رودبار در وقت مرگاگلی نظمگفت ایاز خاص را محمود خواندتاج دارش کرد و بر تختش نشاندعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»نارضا بودن ایاز از اینکه محمود سلطنت را به او داد◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظموقت مردن بوعلی رودبارگفت جانم بر لب آمد ز انتظارعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»گفتهٔ بوعلی رودبار در وقت مرگ
اگلی نظمگفت ایاز خاص را محمود خواندتاج دارش کرد و بر تختش نشاندعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»نارضا بودن ایاز از اینکه محمود سلطنت را به او داد