عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»عقیدهٔ مردی پاکدین دربارهٔ مبتدیعقیدهٔ مردی پاکدین دربارهٔ مبتدیشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںپاک دینی گفت آن نیکوترستمبتدی را کو به تاریکی درست22نقل کریںتا به کلی گم شود در بحر جودپس نماند هیچ رشدش در وجود33نقل کریںزانک چیزی گر برو ظاهر شودغره گردد وان زمان کافر شود44نقل کریںآنچ در تست از حسد و از خشم توچشم مردان بیند اونه چشم تو55نقل کریںهست در تو گلخنی پر اژدهاتو ز غفلت کرده ایشان را رها66نقل کریںروز و شب در پرورششان ماندهفتنهٔ خفت و خورششان مانده77نقل کریںاصل تو از خاک وز خون شد تماموی عجب هر دو ز بیقدری حرام88نقل کریںخون که او نزدیکتر آمد به توهم نجس هم مختصر آمد به تو99نقل کریںهرچ در بعد دلست از قرب حسهم حرام افتد بلا شک هم نجس1010نقل کریںگر پلیدیی درون میبینییاین چنین فارغ کجا بنشینیی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمحق تعالی گفت با موسی به رازکاخر از ابلیس رمزی جوی بازعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت رازجویی موسی از ابلیساگلی نظمدر بر شیخی سگی میشد پلیدشیخ از آن سگ هیچ دامن در نچیدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»شیخی که از سگی پلید دامن در نچید◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمحق تعالی گفت با موسی به رازکاخر از ابلیس رمزی جوی بازعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت رازجویی موسی از ابلیس
اگلی نظمدر بر شیخی سگی میشد پلیدشیخ از آن سگ هیچ دامن در نچیدعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»شیخی که از سگی پلید دامن در نچید