عطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»شیخی که از سگی پلید دامن در نچیدشیخی که از سگی پلید دامن در نچیدشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکار: آزادهآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر بر شیخی سگی میشد پلیدشیخ از آن سگ هیچ دامن در نچید2نقل کریںسایلی گفت ای بزرگ پاکبازچون نکردی زین سگ آخر احتراز3نقل کریںگفت این سگ ظاهری دارد پلیدهست آن در باطن من ناپدید4نقل کریںآنچ او را هست بر ظاهر عیاناین دگر را هست در باطن نهان5نقل کریںچون درون من چو بیرون سگستچون گریزم زو که با من هم تگ است6نقل کریںگر پلیدی درونت اندکیستصد نجس بینی که این خود زان یکیست7نقل کریںگرچه اندک چیزت آمد بند راهچه به کوهی بازمانی چه به کاه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپاک دینی گفت آن نیکوترستمبتدی را کو به تاریکی درستعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»عقیدهٔ مردی پاکدین دربارهٔ مبتدیاگلی نظمعابدی بودست در وقت کلیمدر عبادت بود روز و شب مقیمعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت عابدی که در زمان موسی مشغول ریش خود بودآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپاک دینی گفت آن نیکوترستمبتدی را کو به تاریکی درستعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»عقیدهٔ مردی پاکدین دربارهٔ مبتدی
اگلی نظمعابدی بودست در وقت کلیمدر عبادت بود روز و شب مقیمعطار»منطقالطیر»عذر آوردن مرغان»حکایت عابدی که در زمان موسی مشغول ریش خود بود