عطار»منطقالطیر»حکایت طوطی»حکایت طوطیحکایت طوطیشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: آزاده، گروه چامهخوانآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںطوطی آمد با دهان پر شکردر لباس فستقی با طوقِ زر22نقل کریںپشه گشته باشهای از فر اوهر کجا سرسبزیی از پر او33نقل کریںدر سخن گفتن شکرریز آمدهدر شکر خوردن پگه خیز آمده44نقل کریںگفت: هر سنگیندل و هر هیچکسچون منی را آهنین سازد قفس55نقل کریںمن در این زندانِ آهن مانده باززآرزوی آب خضرم در گداز66نقل کریںخضر مرغانم، از آنم سبزپوشبوک دانم کردن آب خضر نوش77نقل کریںمن نیارم در بر سیمرغ تاببس بود از چشمهٔ خضرم یک آب88نقل کریںسر نهم در راه چون سودایییمیروم هر جای چون هر جاییی99نقل کریںچون نشان یابم ز آب زندگیسلطنت دستم دهد در بندگی1010نقل کریںهدهدش گفت: ای ز دولت بینشان!مرد نبود هرک نبود جانفشان1111نقل کریںجان ز بهر این به کار آید تو راتا دمی در خورد یار آید تو را1212نقل کریںآب حیوان خواهی و جاندوستیرو که تو مغزی، نداری پوستی1313نقل کریںجان چه خواهی کرد؟ بر جانان فشاندر ره جانان چو مردان جان فشان◆اگلی / پچھلی نظماگلی نظمبود آن دیوانهٔ عالیمقامخضر با او گفت: ای مردِ تمام!عطار»منطقالطیر»حکایت طوطی»گفتگوی خضر(ع) با دیوانهای◆آڈیوصداکار منتخب کریںآزادهگروه چامهخوانآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمبود آن دیوانهٔ عالیمقامخضر با او گفت: ای مردِ تمام!عطار»منطقالطیر»حکایت طوطی»گفتگوی خضر(ع) با دیوانهای