عطار»منطقالطیر»حکایت طوطی»گفتگوی خضر(ع) با دیوانهایگفتگوی خضر(ع) با دیوانهایشاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)صنف: مثنویصداکاران: آزاده، گروه چامهخوانآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوآزادهخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبود آن دیوانهٔ عالیمقامخضر با او گفت: ای مردِ تمام!2نقل کریںرای آن داری که باشی یار من؟گفت: با تو برنیاید کار من3نقل کریںزآنک خوردی آب حیوان چند راهتا بماند جان تو تا دیرگاه4نقل کریںمن در آنم تا بگویم تَرک جانزآنک بی جانان ندارم برگ آن5نقل کریںچون تو اندر حفظ جانی ماندهمن به تو هر روز جان افشانده6نقل کریںبهتر آن باشد که چون مرغان ز دامدور میباشیم از هم والسلام◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمطوطی آمد با دهان پر شکردر لباس فستقی با طوقِ زرعطار»منطقالطیر»حکایت طوطی»حکایت طوطیآڈیوصداکار منتخب کریںآزادهگروه چامهخوانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور